محمدناصر مودودی

متن مرتبط با «دوبیتی های عاشقانه» در سایت محمدناصر مودودی نوشته شده است

دنیاهای زیبا در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «دنیاهای زیبا» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   RSS  دنیاهای زیبا ساختنی‌اند نه یافتنی شنبه دوم اسفند 1404...

    ادامه مطلب
  • شادنامه، نخستین داستانکهای طنز بر اساس شاهنامه

  • نیلوبلاگ

    کتاب جدید و سومین نوآوری در شاهنامه.باز هم برای اولین بار در تاریخ ادب فارسی، قالب کاملا جدیدی از شاهنامه را به نسل جوان پیشکش کردهام «شادنامه: نخستین داستانکهای طنز بر اساس شاهنامه». شخصیتهایی اصلی این اثر، دو پسر به نامهای «کامداد و بامداد» و دو دختر به نامهای «هَریس و پَریس»، دو به دو خواستارِ یکدگرند؛ در کنار آنها چند شخصیت فرعی نظیر بابا، مامانبزرگ، کارآگاهان خصوصی، وانتی، دزد، دوستان و غیره هم خلق شدهاند و موتور محرکهی هر داستانک (که غالبا یک صفحهایست) یکی از فرازهای شاهنامه است؛ همهی اپیزودها شاد و بدون بدآموزی هستند و بخش شاهنامه کاملا جدی روایت شده است. استادِ گرانقدر، جناب آقای دکتر محمد جعفر یاحقی، استاد تمام دانشگاه فردوسی مشهد و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی ویرایشی دقیق...

    ادامه مطلب
  • معجزه نظمهای کوچک

  • نیلوبلاگ

    سال گذشته، بستر رویدادهای مهمی در زندگیام بود که صرف نظر از برخی فرازهای سرنوشتساز، یکی از آنها چهار نظم کوچک بودند که بیوقفه، هر روز (و در یک مورد هر هفته) رعایت کردم. طبعا در سن و سال و موقعیت من، کمتر اشتیاق یا ضرورت یا آمادگی لازم برای کوبیدن و از نو ساختن احساس میشود و افراد سعی میکنند با داشتهها و اندوختههایشان حتی الامکان دست به عصا راه بروند و بقیت عمر را به سلامت در کنج عافیت بگذرانند. با این حال من از ابتدای سال 1402 خود را وفادار به 4 نظم ذهنی و جسمی کردم و در سرما و گرما، در سفر و حضر و در حوصله و بیحوصلگی سعی کردم پیوسته رعایتشان کنم. یکی از آنها مطالعه است که اگرچه همیشه فردی کتابخوان بودهام و کتابخوانی را دوست داشتهام، اما برای اولین بار در زندگیام تغییر محسوس ناشی از خوانش من...

    ادامه مطلب
  • ماجراهای گلک و نکک ـ ماجرای هفتم

  • نیلوبلاگ

    بین ماجرای پنجم تا ششم 18 سال و بین ماجرای ششم تا هفتم 8 ماه طول کشید تا بتوانم بنویسمشان، اما ظاهرا گلک و نکک دارند به زور خودشان را دوباره وارد زندگیام میکنند. داستان پدید آمدن این ماجرا به اندازه خود ماجرا جالب است. همین جمعهای که گذشت، ظهر که برای خرید از خانه در آمدم دیدم «ای جانم، چه برفی دارد میبارد». به سرعت وظایف محوله را انجام دادم و کفش مناسب و لباس متوسط تنم کردم و یکراست راهی پارک شدم. برف سنگین شدت گرفته بود و بخصوص نیم ضلع اول پارک تقریبا خلوت بود. به قدری منظره دلنشین خیابان، درختان خزان کرده و برفاندود، افق یکدست سفید و حریرگون، دانههای هوشربای برف، احساس تنهایی در آن حوالی، هوای مناسب و عالی و دلتنگی چندسالهام نسبت به دیدن یک برف زیبا و چشمنواز، شورانگیز بود که درونم مثل سا...

    ادامه مطلب
  • اوپنهایمر و ملکه کریستینا

  • نیلوبلاگ

    اوپنهایمر دانشمند تسلیحات هستهای و سازنده اولین بمب اتمی جهان بود و کریستینا ملکه دانمارک و سیاستمدار، متعلق به چهارصدسال پیش از او، که پس از دو دهه از سلطنت استعفا کرد اما نقشش در تاریخ جهان به پایان نرسید. آنچه در این گفتار می خواهم به آن بپردازم یکی از جنبههای فرعی زیست آنهاست که مایه تعجب من شده، اما وفورشان در آن فرهنگ به قدری بالاست که نمیشود گفت استثنا هستند:اوپنهایمر وقتی از طرف دولت ایالات متحده مامور پروژه مخفی ساخت بمب اتم شد (پروژه منهتن ـ حدود 1942)، نه تنها متخصصترین دانشمندان زمان خود را در تیم تسلیحاتی خود به کار گرفت بلکه یک نقاش، یک فیلسوف و چند آدم دیگر شبیه به آنها را نیز استخدام کرد، زیرا حس می کرد که یک جامعه متمدن بدون اینها کامل نخواهد بود.دقیقا چهارصد سال قبل از او، ...

    ادامه مطلب
  • سیستان و مرد شاهنامهای

  • نیلوبلاگ

    دو هفته پیش به استان دوستتداشتنی و پر پتانسیل سیستان و بلوچستان سفر کردم. با مردمی که مرام و مهربانی از سر و رویشان میبارید و در جدال با تنگدستی و درشتی ایام دست و پنجه نرم میکردند. رفتارها پر از شفقت و مهماندوستی و عرض بیدریغ محبت بود و چهرهها گرچه سوخته و شیاردار از جور روزگار و بیمهری ما بودند، اما در عین حال از تاریخی عظیم و دلی دریایی و وسیع که در سینه داشتند تابناک به نظر میرسیدند، صد البته که خوب و بد همه جا هست، اما نسبتها فرق میکند و در این استان، کفه ترازو به سمت خوبان میچربد. این را نوشتم که بگویم در همان روز اول که هنوز زاهدان را به مقصد ایرانشهر و چابهار ترک نکرده بودیم، راننده تاکسی مهربان و دانایی به سن و سال خودم ما را نمیدانم از کجا به چهار راه رسولی برد و خیلی برایمان وقت گ...

    ادامه مطلب
  • عاشقانه

  • نیلوبلاگ

    به همدمت بگوکه دوستش میداریبگو که مشتاق دیدنش هستیزیرا که خورشید توستزیرا یگانه است؛به او بگوکه دلخوشی قلب من هستیولو که هرگز باز نگردیاین را همین ماه به او بگوشاید که عاشقانهی دیگری به راه نباشد.مشهد ـ 26 فروردین 1402 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دوبیتی

  • نیلوبلاگ

    عصر عید است و عطر پاییزی ماه نو در شمالِ تبریزی زندهام تا شبی که خواب مرا با نفسهای خود درآمیزی تایباد۹۵/۶/۳۰...

    ادامه مطلب