خرید بک لینک

احتیاج به راهنمایی دارم.

ظرف دو هفته گذشته دوبار مجبور شدم با اتومبیل به دل شهر شلوغ بزنم؛ یکبار برای مراجعه به درمانگاه و بار دوم برای خرید. طبعا جای پارک این روزها کیمیاست و هر دو بار به زحمت جایی را به این منظور پیدا کردم. بار اول همین که می خواستم از ماشین پیاده شم، آقای راننده ی خاور سفیدرنگی بوق بوق به راه انداخت که راه بیفت. پایین آمدم و پرسیدم جرا؟ گفت اینجا دیوار خانه من است و من باید پارک کنم. گفتم اینجا ملک شهرداری ست و توقف برای عموم آزاد است. بی مقدمه حرف زشتی بر زبان آورد که مجبور شدم بگویم که خیلی بی ادب است. خیلی زود کار بالا گرفت و یکی به وساطت آمد و نهایتا او بود که محکوم شد و من بودم که جای پارک را برایش خالی کردم.

دیشب در شلوغی خیابان دوباره به زحمت جای پارک مختصری پیدا کردم. اما میوه فروشان محترم ـ دو نفر پیر و جوان ـ به سراغم آمدند و گفتند راه بیفت که اینجا جلوی مغازه ماست. باز هم همان جدل قبلی به راه افتاد. البته که حرف آنها غیرقانونی و نادرست بود ولی اینها هم شبیه به آن راننده محترم شروع کردند به بی ادبی و دروغ گویی. مجبور بودم از حقم دفاع کنم و کردم هم. اما تمام شب و حتی الان که صبح زود است حالم خوب نیست و حال خوشی ندارم.

اصلا نمیدانم در این مواقع چه باید بکنم و به عنوان یک دانشگاهی کار درست در این مواقع کدام است؟ آیا باید به خواسته ی آنها تن بدهم و فضا را خالی کنم یا باید بایستم و بخاطر خودم و قانون هم که شده پیه مجادله را بر تن بمالم.

  • اگر بحث و مرافعه راه بیفتد، هم اعصابم خورد می شود و هم از نظر عرفی چندان زیبا نیست.
  • اگر تن به خواسته آنها بدهم، این تصور غلط برایشان ملکه می شود و فکر می کنند با قلدری کارشان پیش می رود.
  • اگر از خیر بیرون رفتن بگذرم که اصلا امکان پذیر نیست.
  • اگر بخواهم بدون ماشین بروم برای شبهای سردی مثل دیشب که چند جا کار داریم به سختی دچار می شویم.

این است که می گویم احتیاج به راهنمایی دارم. آیا باید از حقم ـ ولو در این مرتبه ی پایین ـ دفاع کنم یا از خیر مجادله با اعلیحضرت میوه فروش و اعلیحضرت راننده که فراتر از قانون و عقل عمل می کنند بگذرم و مثل بچه ی حرف گوش کن ماشین را روشن کنم و بروم.

باید امروز با یکی دو روانشناس صحبت کنم و ببینم نظر آنها چیست. خبرشان را حتما می دهم.

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 22:46

صفحه بندی