خرید بک لینک

سحرگاهِ آخرین روز پاییز سال 95 است، و من در حال بازنویسی جلد هشتم از شاهنامه کودک و نوجوانم.

خواستم بگویم که به راستی نبوغ فردوسی با دقیقی طوسی به هیچ وجه قابل قیاس نیست. حالا که آخرین بیتها از هزار بیت دقیقی ـ که فردوسی بزرگمنشانه در دفتر خود عینا آورده است ـ را بازنگاری میکنم، واقعا تعداد ابیات بسیار کمی را می یابم که سلیس و روان سروده شده و قابلیت عرضه به خواننده ی نامتخصص را داشته باشد. اکثر ابیات با معنا و مفهومی را که نامزد برای آوردن در متن می کنم واژه یا ترکیبی نامانوس دارند که مجبور می شوم از آنها چشم پوشی کنم.

این در حالیست که قدرت بیان فردوسی به قدری ماهرانه و ناپیداست که حتی امروزه خواندن ابیاتش ولو برای کودکان و نوجوانان دشوار نیست و من هیچ مرارتی در یافتن ابیات استوار و ساده احساس نمی کردم.

دقیقی پیش از فردوسی سرودن شاهنامه را شروع کرد و ابتدا، هزار بیت از پادشاهی گُشتاسپ را که همزمان با ظهور زرتشت بود را به شعر درآورد اما به خاطر خویِ بدی که داشت در جوانی توسط غلامش کشته شد.

حالا که فکر می کنم می بینم کار خدا همیشه از روی حکمت است، و البته من نباید قضاوت کنم، اما واقعا اگر دقیقی به رحمت خدا نمی رفت، فردوسی این اثر عظیم را خلق نمی کرد و به احتمال زیاد شاهنامه ای که امروزه داشتیم اصلا قابل قیاس با اثر حکیمِ توس نبود و اصلا معلوم نبود که زبان فارسی نجات پیدا می کرد یا نه؟ و چه بسا که ما امروز عربی حرف می زدیم.

خدا هر دوی آنان را بیامرزد، که یکی راهنما شد و آن یک معمار. یکی معمولی اما آغاز کرد و دیگری نابغهای بیمانند بود، هم در ادبیات و هم در پشتکار؛ هر چه که دقیقی خویِ بد داشت، فردوسی نمادِ پهلوانی پاکِ ایرانی بود، تمام هستی اش را به پای شاهنامه گذاشت، سی سال و بیشتر هر روز ساعتها و ساعتها به سرودن نشست و مثل یک کارمند بی مزد و مواجب خود را سیستماتیک وقف چیزی کرد که ما مردم پیرامونش حتی بعد از هزار سال هم قدرش را نمی دانیم، امانت دار بود، عفت کلام را بر خلاف دقیقی تا حد معجزه حفظ کرد و آنقدر محسنات و نیکی دارد که گفتن آن دراز خواهد شد و گفته اند و هرچند بسیاری نخوانده ایم و نخواهیم خواند. فقط دوباره بگویم که نه تنها در عالم ادبیات، که حتی در عوالم دیگر این مرز و بوم هم کمتر کسی را خواهید یافت که یک عمر، هر روز وفادارانه پای یک کار بنشیند و آن را به انجام برساند، فردوسی و دهخدا دو تن از همانهایند که می گویم و می شناسم.

فردوسی بعید است که در این سرزمین دوباره تکرار شود اما اگر در هر حوزه ای، چه سیاست، چه اقتصاد، چه علم یا ورزش یا هرجای دیگر که تکرار شود الگوی هزارههای بعد از خود خواهد شد.

و من معتقدم فردوسی بزرگ به آرامی در حال آغاز شدن است.

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

صفحه بندی