خرید بک لینک

بچه ها فیلم ها را می بلعند. فیلم و تئاتر بهترین راه برای اشاعه ادبیات فارسی در خانه ها و بین کودکان است. زمانی دیدم که تاجیک ها غزل بوی جوی مولیان را به صورت نمایش درآورده بودند و چقدر هم زیبا بود. خیلی مهم است که ادبیات فارسی را به این شکل ارائه کنیم. منظورم کتابهایی مثل شاهنامه، کلیله و دمنه و آثار نظامی و امثال آنهاست.

الان تمام کارهای ما شده اینکه یک نفر شاهنامه را با آواز یا با طبل بخواند و اجرا کند. اخیرا قطعه عروسی زال و رودابه را شنیدم که به نظرم عزای زال و رودابه بود. نوحه بود.

الان مسئله نمایش از بین رفته. شاهنامه باید به لحاظ هنری روی صحنه بیاید. باید جوانها در عین حفظ سنت، قدری نوآوری کنند.

شاهنامه یک حماسه است. درام یا تراژدی نیست. ولی در داخل آن داستانهایی داریم که دراماتیک و تراژیک هستند چون برای اجرا بر روی صحنه مناسب اند. آنها به شکلی هستند که شما می توانید با کوچکترین تغییری آن راتبدیل به نمایش کنید.

در شاهنامه آنقدر دیالوگ وجود دارد که کافیست فقط نقش راوی را در آن حذف کنید، آنوقت داستان شما می شود درام. به عبارت دیگر فقط کافیست که شاهنامه را از حالت حماسی تغییر دهیم به حالت نمایشی. گرشاسپنامه چنین پتانسیلی را ندارد. پهلوانان شاهنامه تا زمانی که کارشان به جنگ با یکدیگر بکشد کلی دیالوگ با هم رد و بدل می کنند. مثل رستم و اسفندیار، یا رستم و سهراب. تنها وقتی که راه حلی برای توافق پیدا نمی کنند به سراغ جنگ می روند.

سرتاسر شاهنامه دیالوگ، حکمت و پند و اندرز است. بینش های مختلف با هم تصادم پیدا می کنند و با دیالوگ های مهیج همراه می شوند.

اگر کسی بتواند این داستانها را بصورت مدرن دربیاورد، طوری که فرزندان ما با ذوق و شوق با فرهنگ قدیم ایران آشنا شوند، باعث می شود که زبان فارسی ما و داستانهای ما فسیل نشوند و زنده بمانند و برای زنده ماندن، باید از امکانات روزمان استفاده کنیم. باید این صحنه ها را نشان دهیم. کارهای امروز کافی نیست.

غیر از این باشد نباید گله کنیم که چرا جوانان ما ادبیات غربی می خوانند. در حالی که ادبیات ما خودش یک ادبیات جهانی است. فردوسی یک نابغه است، نظامی یک نابغه است، خیام و مولوی و سعدی و حافظ هم همینطور، نباید بگذاریم یک چنین گنجینه ای فراموش شود. همین ها بودند که برای ما یک زبان فارسی معیار را پدید آوردند. زبانی که در تاریخ ایران زبان پیوند اقوام با هم بوده است.

آثار ادبی بال دارند و پر می زنند.ادبیات بزرگان، گاهی نوشتاری و گاه سینه به سینه اما به سرعت تا جایی که مرزهای زبان فارسی بود گسترش می یافتند. این چنین زبانی باید تقویت شود. نباید اجازه دهیم پیشرفتهای جهان ما را از سنت هایمان دور کنند.

برای اینکه این پایه در هم نریزد، باید این فرهنگ را به صورتهای دیگر هم به بچه ها منتقل کنیم وگرنه این خطر وجود دارد که کودکان ما به انیمیشن های غربی توجه کنند.

این یکی از دردهای من بود و برای همین فیلمنامه انیمیشن زال و رودابه را نوشتم. این کار تبدیل به انیمیشن نشد اما دانشجویانم بعدها آن را به شکل نمایش عروسکی در آوردند و دو جا در آلمان از آن استقبال زیادی شد، یکی در خانه سالمندان و دیگری در دبستانها.

زال و رودابه از این جهت برای کودکان مناسب است که داستانی خوش فرجام است. داستانهایی مثل بیژن و منیژه و گشتاسپ و کتایون هم همینطور هستند، درحالی که رستم و سهراب اینگونه نیست.

28 آذر 98 ـ مشهد ـ پردیس کتا

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:07

صفحه بندی