خرید بک لینک

در ادبیات مغربزمین، فرزندان را صلیب مادر و پدر میدانند که اشارهایست به رنج عظیم عیسی مسیح بر صلیب رومیان.

در این دوره زمانه، که همه چیز شخم خورده و دنیا به کلی عوض شده است، فرزندان از بدو تولد سکان توجه و اقتصاد خانواده را در اختیار میگیرند. از انواع مراقبتهای بهداشتی اولیه بگیرید تا سیسمونی و تولد و جشنهای تولد، خردسالی، بعدا تسهیلات متعدد آموزشی و منوهای متنوع غذایی و انواع سرگرمی و تفریح و الیآخر. نتیجه چه میشود؟ هر چه بیشتر میدهی بدهکارتر میشوی و هر چه بیشتر میگیرند متوقعتر میشوند. و از آنجا که آرزوهای جوانان معمولا با واقعیت خانواده همخوانی ندارد یک تعارض دائمی و کشمکش ابدی بین دو نسل پدید میآید که هر دو را به رنج و نارضایتی میافکند.

به این ترتیب والدین دائم در حال تهیه امکانات یا تطبیق خود با ایدهآلهای فرزنداناند و از این بابت رنج توقفناپذیر میکشند (بخصوص با بزرگتر شدن بچهها) و بچهها هم در غوغای زیادهخواهانهی جهان دائما در حال بیشتر خواستناند و چون اکثر این رویاها قابلیت تعبیر شدن ندارند، بچهها هم چندان حال خوشی از وضع موجود ندارند.

میخواستم بگویم این درگیری، در سنین بالا برای والدین چندان هم بد نیست، آنها را مدام در چالش حل مسائلی مشکلتر از ریاضیات قرار میدهد که همراه با استرس و جوش و درد و عذاب است. آنها که سالها محوریت خانواده را از دست داده و به فرزندان بخشیده بودند (و این خود انحرافی بود از سبک تربیت پیشینیان)، اگر در میانسالی و پیری، مسئلهای برای حل کردن نداشته باشند، و بیکار جلوی تلوزیون یا توی پارک بنشینند، قطعا بحران هویت پیدا میکنند و از فرط معناباختگی به بنبستی هستیشناختی میرسند هرچند که این تعارضات با انواع امراض و استرسها و نومیدیها همراه باشند. پس چالشهای بیوقفهی فرزندساخت تا ایستگاه آخر زندگی والدین را شوق و عذاب میدهد (شبیه به نوعی رقص رنجبار) و اگر چه هیچیک از دو نسل روز خوش نمیبینند اما فرصت یگانهی عمر را به این نحو ناخرسندانه معنادار میسازند.

چهارشنبه، ۱۲ اردیبهشت

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:31

صفحه بندی